Nationellt uppror i Iran och blodigt förtryck Nationwide Uprising in Iran and the Bloody Crackdown
Ali Khameneis brott den 18 och 19 januari och kronprins Reza Pahlavis roll i det landsomfattande upproret i Iran
Inledning: Bakgrund till protesterna
De landsomfattande protesterna i Iran inleddes i slutet av december och början av januari som en reaktion på en djup ekonomisk kris, kraftigt fall i den nationella valutan, utbredd fattigdom, strukturell korruption, diskriminering och långvarigt förtryck av civila friheter. Protesterna gick snabbt bortom ekonomiska krav och utvecklades till en bred rörelse för att få ett slut på den islamiska republiken och genomföra en grundläggande politisk förändring. Efter decennier av förtryck krävde det iranska folket öppet frihet, mänsklig värdighet och en annan framtid för landet.
Regimen under Ali Khameneis ledning valde i stället för dialog en väg av öppet och organiserat våld, vilket kulminerade den 18 och 19 januari i ett av de blodigaste kapitlen i Irans moderna historia.
18 och 19 januari: Ett landsomfattande uppror som svar på kronprins Reza Pahlavis uppmaning
Den 18 och 19 januari, som ett direkt svar på kronprins Reza Pahlavis uppmaning, spreds protesterna på ett aldrig tidigare skådat sätt över hela Iran. Människor gick ut på gatorna inte bara i storstäder som Teheran, Mashhad, Isfahan, Shiraz, Tabriz och Ahvaz, utan även i dussintals mindre städer, samhällen och glest befolkade områden.
Att även mindre städer deltog var särskilt betydelsefullt, eftersom dessa områden vanligtvis står under hårdare säkerhetskontroll. Den geografiska spridningen visade att missnöjet var nationellt och riktat mot hela det styrande systemet.
Kulmen av blodigt förtryck
Som svar på detta landsomfattande uppsving inledde säkerhetsstyrkorna, Revolutionsgardet, Basij och specialpolisen ett brutalt tillslag på direkt eller indirekt order från Ali Khamenei. På kvällen den 18 januari begränsade regimen kraftigt internet och kommunikationer för att dölja brottens omfattning.
Säkerhetsstyrkorna använde skarp ammunition, sköt direkt mot huvuden och bröst samt jagade demonstranter i bostadsområden. Offren var obeväpnade civila, inklusive kvinnor och minderåriga. Massarresteringar, husrannsakningar, tortyr och omänsklig behandling rapporterades i stor omfattning.
Antal dödade och gripna
På grund av censur och hot mot familjer är exakta siffror svåra att fastställa. Oberoende människorättsorganisationer har dock bekräftat minst 3 400 till 4 000 dödade. Inofficiella källor talar om över 10 000 döda. Mer än 20 000 personer har gripits, och många är fortfarande försvunna.
Ali Khameneis ansvar
Som högste ledare och överbefälhavare bär Ali Khamenei huvudansvaret för denna politik av våld. Genom att kalla demonstranter för fiender och uppmana rättsväsendet till hårda åtgärder legitimerade han det dödliga förtrycket.
Kronprins Reza Pahlavis roll
I kontrast till regimens våld spelade kronprins Reza Pahlavi en viktig roll genom sina tydliga uppmaningar till fredligt motstånd, demokrati, sekularism, territoriell integritet och en fri folkomröstning om Irans framtid. För många demonstranter blev hans uppmaning en samlande punkt och ett tecken på ett nationellt alternativ.
Slagordet ”Javid Shah”
Slagordet ”Javid Shah” hördes brett i både stora och små städer. Det uttrycker inte bara nostalgi, utan ett tydligt avståndstagande från den islamiska republiken och en längtan efter ett nationellt, icke-ideologiskt styre.
Sammanfattning
Händelserna den 18 och 19 januari var ett landsomfattande uppror som besvarades med massivt våld. Ali Khamenei bär det direkta ansvaret för dessa brott, medan kronprins Reza Pahlavis roll och folkets slagord visade att hoppet om förändring lever vidare.
جنایات علی خامنهای در ۱۸ و ۱۹ دیماه و نقش شاهزاده رضا پهلوی در خیزش سراسری مردم ایران
مقدمه: زمینه اعتراضات
اعتراضات سراسری در ایران از اواخر آذر و اوایل دیماه در واکنش به بحران عمیق اقتصادی، سقوط شدید ارزش پول ملی، فقر گسترده، فساد ساختاری، تبعیض و سرکوب مزمن آزادیهای مدنی آغاز شد. این اعتراضات بهسرعت از مطالبات معیشتی عبور کرد و به جنبشی فراگیر برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و تغییر بنیادین ساختار قدرت تبدیل شد. مردم ایران، پس از دههها فشار، سرکوب و بیعدالتی، اینبار آشکارا خواستار آزادی، کرامت انسانی و آیندهای متفاوت برای کشور شدند.
در برابر این مطالبات گسترده مردمی، حکومت جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنهای، نهتنها هیچ تلاشی برای گفتوگو و پاسخگویی نکرد، بلکه مسیر سرکوب عریان و خشونت سازمانیافته را در پیش گرفت؛ مسیری که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه به یکی از خونینترین مقاطع تاریخ معاصر ایران انجامید.
۱۸ و ۱۹ دیماه: خیزش سراسری در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، و در پاسخ مستقیم به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراضات بهصورت بیسابقهای سراسر ایران را فرا گرفت. مردم نهتنها در شهرهای بزرگ مانند تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز و اهواز، بلکه در دهها شهر کوچک، شهرستانها و حتی مناطق کمجمعیت نیز از خانههای خود بیرون آمدند و به خیابانها آمدند.
اهمیت این حضور سراسری در آن بود که شهرهای کوچک و مناطق کمجمعیت، که معمولاً تحت کنترل شدید امنیتی قرار دارند و کمتر شاهد اعتراضات علنی هستند، اینبار بهطور گسترده به صحنه مخالفت آشکار با جمهوری اسلامی تبدیل شدند. این گستردگی جغرافیایی نشان داد که نارضایتی محدود به طبقه، منطقه یا گروه خاصی نیست، بلکه به یک اراده ملی علیه کلیت نظام حاکم بدل شده است.
همین حضور همزمان و گسترده مردم در سراسر کشور بود که حکومت را دچار هراس جدی کرد و زمینهساز صدور دستور سرکوب خونین شد.
اوج سرکوب خونین در ۱۸ و ۱۹ دیماه
در پاسخ به این خیزش سراسری، نیروهای امنیتی، سپاه پاسداران، بسیج و یگانهای ویژه پلیس با دستور مستقیم یا غیرمستقیم علی خامنهای، سرکوبی گسترده و بیرحمانه را آغاز کردند.
در شامگاه ۱۸ دیماه، حکومت اقدام به قطع یا محدودسازی شدید اینترنت و ارتباطات کرد تا مانع انتشار تصاویر، اخبار و آمار واقعی قربانیان شود. این اقدام آگاهانه نشاندهنده اطلاع کامل حاکمیت از ابعاد جنایات و تلاش سیستماتیک برای پنهانکاری بود.
نیروهای سرکوب از گلولههای جنگی، شلیک مستقیم به سر و سینه، تیراندازی از فاصله نزدیک و تعقیب معترضان در کوچهها و محلات مسکونی استفاده کردند. بسیاری از قربانیان افراد غیرمسلح، جوانان، زنان و حتی نوجوانان بودند. گزارشهای متعددی از یورش شبانه به منازل، بازداشتهای گسترده، ضربوشتم شدید، شکنجه در بازداشتگاهها و رفتارهای غیرانسانی با بازداشتشدگان منتشر شد.
آمار کشتهها و بازداشتشدگان
بهدلیل سانسور شدید، تهدید خانوادهها، قطع اینترنت و دفن مخفیانه برخی اجساد، ارائه آمار دقیق قربانیان دشوار است. با این حال، بر اساس گزارشهای نهادهای حقوق بشری و منابع مستقل، دستکم ۳۴۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر بهطور مستند در جریان سرکوبها کشته شدهاند. این آمار تنها شامل موارد تأییدشده است و احتمال میرود شمار واقعی قربانیان بهمراتب بیشتر باشد.
برخی منابع غیررسمی و شاهدان عینی از آمارهایی بالاتر از ۱۰ هزار کشته سخن گفتهاند. افزون بر این، بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شدهاند و سرنوشت شمار زیادی از آنان همچنان نامعلوم است.
نقش علی خامنهای در جنایات
علی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی و فرمانده کل نیروهای مسلح، مسئول اصلی سیاست سرکوب و کشتار معترضان است. تمامی نهادهای سرکوبگر، از سپاه و بسیج تا قوه قضاییه و رسانههای حکومتی، تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم او فعالیت میکنند.
خامنهای در سخنرانیهای خود معترضان را «دشمن»، «آشوبگر» و «اغتشاشگر» نامید و با نسبت دادن اعتراضات به عوامل خارجی، عملاً مجوز سرکوب خشونتبار را صادر کرد. او قوه قضاییه را به برخورد قاطع و سریع تشویق کرد و زمینهساز بازداشتهای گسترده، احکام سنگین و سرکوب بیسابقه شد.
نقش شاهزاده رضا پهلوی در جنبش مردمی
در مقابل سرکوب و خشونت حکومت، شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان یکی از چهرههای شاخص اپوزیسیون و نماد ایران ملی و غیرایدئولوژیک، نقش مهمی در انسجامبخشی به اعتراضات و رساندن صدای مردم ایران به جامعه جهانی ایفا کرد.
او با فراخوانهای علنی و مواضع شفاف خود، بر ضرورت گذار از جمهوری اسلامی، استقرار یک نظام سکولار و دموکراتیک، حفظ تمامیت ارضی ایران و برگزاری یک همهپرسی آزاد برای تعیین نظام آینده کشور تأکید کرد. برای بسیاری از معترضان، فراخوان او بهعنوان یک نقطه اتکا و نشانهای از وجود یک آلترناتیو ملی تلقی شد.
شعار «جاوید شاه» و معنای آن در اعتراضات
یکی از جلوههای برجسته اعتراضات، سر داده شدن گسترده شعار «جاوید شاه» در شهرهای بزرگ و کوچک ایران بود. این شعار، فراتر از یک نوستالژی تاریخی، بیانگر نفی کامل جمهوری اسلامی و اعتراض به چهار دهه ویرانی، سرکوب، فقر و انزوای کشور است.
برای بسیاری از مردم، این شعار نماد یادآوری دورهای از ثبات نسبی، توسعه، امید به آینده و حکومتی ملی و غیرمذهبی است. تکرار گسترده آن نشان داد که جمهوری اسلامی در حذف حافظه تاریخی جامعه شکست خورده و روایت رسمی حکومت دیگر با واقعیتهای ذهنی و تاریخی مردم همخوانی ندارد.
جمعبندی
آنچه در ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد، خیزشی سراسری و کمسابقه بود که از کلانشهرها تا کوچکترین شهرهای ایران را دربر گرفت و در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شکل گرفت. پاسخ حکومت به این حضور گسترده مردمی، سرکوب خونین و جنایت سازمانیافته بود.
علی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی مسئول مستقیم این کشتار و نقض گسترده حقوق بشر است. در مقابل، نقش شاهزاده رضا پهلوی و شعارهایی چون «جاوید شاه» نشاندهنده زنده بودن امید به تغییر، بازگشت به هویت ملی و گذار از جمهوری اسلامی است. این رویدادها در حافظه تاریخی ملت ایران باقی خواهد ماند و مطالبه عدالت و پاسخگویی همچنان ادامه دارد.
Crimes of Ali Khamenei on January 18–19 and the Role of Crown Prince Reza Pahlavi in Iran’s Nationwide Uprising
Introduction: Background of the Protests
Nationwide protests in Iran began in late December and early January in response to a deep economic crisis, currency collapse, widespread poverty, structural corruption, discrimination, and long-standing repression of civil liberties. These protests quickly evolved beyond economic demands into a broad movement calling for an end to the Islamic Republic and fundamental political change. After decades of repression, the Iranian people openly demanded freedom, dignity, and a different future.
Instead of dialogue, the regime under Ali Khamenei chose organized violence, culminating on January 18 and 19 in one of the bloodiest episodes in modern Iranian history.
January 18–19: A Nationwide Uprising in Response to Crown Prince Reza Pahlavi’s Call
On January 18 and 19, in direct response to the call by Crown Prince Reza Pahlavi, protests spread across Iran on an unprecedented scale. People took to the streets not only in major cities such as Tehran, Mashhad, Isfahan, Shiraz, Tabriz, and Ahvaz, but also in dozens of small towns, counties, and sparsely populated areas.
The participation of small towns was especially significant, demonstrating that opposition was national in scope and directed against the entire ruling system.
Peak of Brutal Repression
In response, security forces, the IRGC, Basij, and special police units launched a brutal crackdown on the direct or indirect orders of Ali Khamenei. On the evening of January 18, internet access was severely restricted to conceal the scale of the crimes.
Security forces used live ammunition, fired directly at heads and chests, and pursued protesters into residential neighborhoods. Victims included unarmed civilians, women, and minors. Mass arrests, home raids, torture, and inhumane treatment were widely reported.
Death Toll and Arrests
Due to censorship and intimidation, exact figures are difficult to verify. However, independent human rights organizations have confirmed at least 3,400 to 4,000 deaths, while unofficial sources suggest more than 10,000. Over 20,000 people were arrested, and many remain missing.
Responsibility of Ali Khamenei
As Supreme Leader and commander-in-chief, Ali Khamenei bears primary responsibility for this policy of repression. By labeling protesters as enemies and urging the judiciary to act harshly, he effectively authorized deadly violence.
Role of Crown Prince Reza Pahlavi
In contrast, Crown Prince Reza Pahlavi played a significant role by calling for peaceful resistance, democracy, secular governance, territorial integrity, and a free referendum on Iran’s future. For many protesters, his call represented unity and a credible national alternative.
The Slogan “Javid Shah”
The slogan “Javid Shah” was widely chanted in both large and small cities. It reflects not merely nostalgia but a clear rejection of the Islamic Republic and a desire for a national, non-ideological system of governance.
Conclusion
The events of January 18 and 19 constituted a nationwide uprising met with organized state violence. Ali Khamenei bears direct responsibility for these crimes, while the role of Crown Prince Reza Pahlavi and the slogans voiced by the people demonstrate that hope for change remains alive.
جرائم علي خامنئي في 18 و19 يناير ودور ولي العهد رضا بهلوي في الانتفاضة الشعبية في إيران
مقدمة: خلفية الاحتجاجات
بدأت الاحتجاجات الواسعة في إيران في أواخر ديسمبر وبداية يناير نتيجة أزمة اقتصادية عميقة، وانهيار العملة، وانتشار الفقر، والفساد البنيوي، والتمييز، والقمع المستمر للحريات المدنية. وسرعان ما تجاوزت هذه الاحتجاجات المطالب المعيشية لتتحول إلى حركة وطنية تطالب بإنهاء الجمهورية الإسلامية وإحداث تغيير جذري في بنية الحكم. وبعد عقود من القمع، طالب الشعب الإيراني علناً بالحرية والكرامة الإنسانية ومستقبل مختلف.
بدلاً من الحوار، اختار النظام بقيادة علي خامنئي طريق العنف المنظم، والذي بلغ ذروته في 18 و19 يناير، أحد أكثر الفصول دموية في التاريخ الإيراني المعاصر.
18 و19 يناير: انتفاضة وطنية استجابة لنداء ولي العهد رضا بهلوي
في يومي 18 و19 يناير، واستجابة مباشرة لنداء ولي العهد رضا بهلوي، عمّت الاحتجاجات أنحاء إيران بشكل غير مسبوق. خرج الناس إلى الشوارع ليس فقط في المدن الكبرى مثل طهران ومشهد وأصفهان وشيراز وتبريز والأهواز، بل أيضاً في عشرات المدن الصغيرة والبلدات والمناطق قليلة السكان.
وكانت مشاركة المدن الصغيرة ذات دلالة خاصة، إذ أظهرت أن الغضب الشعبي شامل ويستهدف النظام بأكمله.
ذروة القمع الدموي
رداً على هذه الانتفاضة الوطنية، شنت قوات الأمن والحرس الثوري وميليشيا البسيج والوحدات الخاصة حملة قمع وحشية بأوامر مباشرة أو غير مباشرة من علي خامنئي. وفي مساء 18 يناير، قامت السلطات بقطع الإنترنت وتقييد الاتصالات لإخفاء حجم الجرائم.
استخدمت القوات الرصاص الحي وأطلقت النار مباشرة على الرؤوس والصدور وطاردت المتظاهرين داخل الأحياء السكنية. وكان الضحايا من المدنيين العزل، بمن فيهم النساء والقُصّر. كما تم الإبلاغ عن اعتقالات جماعية ومداهمات للمنازل وتعذيب ومعاملة لا إنسانية.
أعداد القتلى والمعتقلين
بسبب الرقابة والتهديدات، يصعب تحديد أرقام دقيقة. إلا أن منظمات حقوقية مستقلة أكدت مقتل ما لا يقل عن 3400 إلى 4000 شخص، بينما تشير مصادر غير رسمية إلى أكثر من 10 آلاف قتيل. كما تم اعتقال أكثر من 20 ألف شخص، ولا يزال مصير الكثيرين مجهولاً.
مسؤولية علي خامنئي
بصفته المرشد الأعلى والقائد العام للقوات المسلحة، يتحمل علي خامنئي المسؤولية الأساسية عن سياسة القتل والقمع. ومن خلال وصف المتظاهرين بالأعداء والتحريض على أحكام قاسية، منح الغطاء السياسي لهذا العنف.
دور ولي العهد رضا بهلوي
في المقابل، لعب ولي العهد رضا بهلوي دوراً مهماً عبر دعواته الواضحة للمقاومة السلمية، والديمقراطية، والعلمانية، والحفاظ على وحدة الأراضي الإيرانية، وإجراء استفتاء حر لتحديد مستقبل البلاد. وقد شكّلت دعوته نقطة تجمع وأملاً ببديل وطني للكثير من المحتجين.
شعار «جاويد شاه»
ردّد المتظاهرون في المدن الكبيرة والصغيرة شعار «جاويد شاه»، وهو شعار لا يعبر فقط عن حنين تاريخي، بل عن رفض كامل للجمهورية الإسلامية ورغبة في نظام وطني غير أيديولوجي.
الخلاصة
ما جرى في 18 و19 يناير كان انتفاضة وطنية شاملة قوبلت بعنف منظم من الدولة. يتحمل علي خامنئي المسؤولية المباشرة عن هذه الجرائم، بينما يعكس دور ولي العهد رضا بهلوي وشعارات المحتجين استمرار الأمل في التغيير.